فعل وانواع آن ،انواع حروف مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
آموزش دروس ابتدایی - دستور زبان فارسی
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه, 13 آبان 1390 ساعت 00:26

فعل ، حروف


تعریف فعل

معمولا در انتهای جمله می آید و بر خلاف کلمه های دیگر صرف می شود. به تنهایی و یا به کمک وابسته هایی بر چهار مفهوم دلالت می کند :

1- یکی از مفهوم های زیر به شکل مثبت یا منفی .

الف) انجام دادن یا انجام گرفتن کاری

ب) واقع شدن کاری بر کسی یا چیزی

پ) پذیرفتن حالتی یا صفتی

ت) نسبت دادن صفتی به کسی یا چیزی

2- در فعل مفهوم شخص وجود دارد یعنی گوینده فعل را به خود نسبت دهد یا به شخص دیگری .

الف) اول شخص یا متکلم

ب) دوم شخص یا شنونده یا مخاطب

پ) سوم شخص یا غایب یا دیگر کس

3- در فعل مفهوم مفرد یا جمع بودن وجود دارد .

4- فعل زمان را نیز نشان می دهد .

الف) زمان حال

ب) زمان گذشته

پ) زمان آینده

بن فعل

بن مضارع : ساخت های زمان حال (مضارع) و امر از آن ساخته می شود .

ساخت های زمان حال و امر

اجزایی که پیش از بن می آید

بن مضارع

اجزایی که پس از بن می آید .

می

خور

م

می

خور

ی

می

خور

د

ب

خور

ید

ب

خور

ند

بن ماضی : ساخت های زمان گذشته و آینده از آن ساخته می شود .

ساخت های زمان های گذشته و مستقبل

اجزایی که پیش از بن می آید

بن ماضی

اجزائی که پس از بن می آید

خورد

م

خورد

ه ام

می

خورد

ه ای

می

خورد

م

خورد

ه بودیم

خورد

ه باشید

خورد

ه بوده ایم

خواهی

خورد

شناسه:

جزئی که در فعل شخص را نشان می دهد.

شخص

مفرد یا جمع

شناسه

در فعلی که زمان حال را نشان می دهد

در فعلی که زمان گذشته را نشان می دهد

اول شخص

مفرد

( -َم)

خورَم

خوردَم

دوم شخص

مفرد

( -ی)

خوری

خوردی

سوم شخص

مفرد

( -َد)

خورَد

خوردی

اول شخص

جمع

( -یم)

خوریم

خوردیم

دوم شخص

جمع

( -ید)

خورید

خوردید

سوم شخص

جمع

( -َند)

خورَند

خوردن

مصدر:

کلمه ای که مفهوم اصلی فعل را بی آنکه زمان و شخص آن مشخص باشد می رساند.

بن ماضی + -َن          خورد + -َن = خوردن

مصدر جعلی:

از کلمه ای مثل اسم فعل بسازیم مصدر آنرا جعلی گویند.

(((اسم = ین مضارع) + ید = بن ماضی) + -َن = مصدر)

چرب + ید + -َن        بلع + ید + -َن

اجزای پیشین:

بسیاری از افعال علاوه بر شناسه اجزای دیگری هم دارند مانند “می”، “ب”، “ن” و در قدیم “م” و “همی” و چون در آغاز فعل می آیند آن ها را اجزای پیشین می نامیم.

ساختمان فعل:

فعل در زبان فارسی از جهت ساختمان به دسته های زیر تقسیم می گردد.

فعل های ساده: مصدر آن بیش از یک کلمه نباشد: آفریدن گرفتن

فعل های پیشوندی: فعلی که از یک پیشوند و یک فعل ساخته شده باشد: برداشتن، در افتادن، فرو رفتن

فعل مرکب: فعلی که از ترکیب یک صفت یا اسم با یک فعل ساده ساخته شده باشد: پراکنده ساختن، زمین خوردن.

فعل های پیشوندی مرکب: از ترکیب یک اسم، یک پیشوند و یک فعل ساده ساخته می شود.

در فعل های ساده فارسی پس از حذف “-َن“ از مصدر، بن ماضی

باقی می ماند و از جهت تغییری که از بن ماضی به بن مضارع

انجام می گیرد، به هشت گروه تقسیم می شود.

1- فعل هایی که مصدر آن ها به “ – یدن” ختم می شود. در این

فعل ها پس از حذف “-ید” از بن ماضی بن مضارع به دست می

آید:

نالیدن - نالید - نال         بریدن - برید - بر

استثناهای این گروه عبارتند از:


آفریدن - آفرید - آفرین               گزیدن - گزید - گزین

چیدن - چید - چین

شنیدن - شنید -شنو               دیدن -دید - ببین

2- فعل هایی که مصدر آن ها به “ – دَن” ختم می شود. در این

فعل ها پس از حذف “-د” از بن ماضی بن مضارع به دست می آید:


خوردن - خورد -خور               پراکندن - پراکند - پراکن

استثناهای این گروه عبارتند از:

آزردن  - آزرد - آزار             آمدن - آمد - آ          بردن - برد - بَر                زدن -زد - زَن

شدن - شد - شو             کردن - کرد - کن           مردن - مرد - میر

3- فعل هایی که مصدر آن ها به “ - ادن” ختم می شود. در این

فعل ها پس از حذف “-اد” از بن ماضی بن مضارع به دست می

آید:

افتادن - افتاد - افت                                     فرستادن - فرستاد - فرست

استثناهای این گروه عبارتند از:

دادن  - داد - ده                                          گشادن - گشاد - گشا

4- فعل هایی که مصدر آن ها به “ - ودن” ختم می شود. در این

فعل ها پس از حذف “-د” از بن ماضی “-و” به “ ا ” تبدیل می

شود:

آزمودن- آزمود - آزما                                     زدودن - زدود - زدا

استثناهای این گروه عبارتند از:

بودن - بود - بو                                             درودن - درود-  دِرَو

5- فعل هایی که مصدر آن ها به “ -ختن” ختم می شود. در این

فعل ها “ت” از بن ماضی حذف و “خ” به “ز” تبدیل می شود:

ساختن - ساخت - ساز                               سوختن - سوخت -

سوز

استثناهای این گروه عبارتند از:


شناختن- شناخت- شناس                     فروختن- فروخت-

فروش گسیختن - گسیخت - گسل


6- فعل هایی که مصدر آن ها به “ -ستن” ختم می شود. در این

فعل ها پس از حذف “-ست” از بن ماضی بن مضارع به دست می

آید:

زیستن - زیست - زی                             آراستن - آراست - آرا


در این گروه اگر پس از حذف “ست” از بن ماضی فقط یک حرف بی

صدا و یک حرف با صدا باقی بماند دو حالت بوجود می آید:


الف) اگر مصوت باقی مانده اَ یا آ باشد در بن مضارع حرف صامت

“ھ “ افزوده می شود مانند:


جستن - جست - جه

ب) اگر مصوت باقی مانده “ا ُ “ باشد به “او” تبدیل می شود:

جُستن - جُست - جو

استثناهای این گروه عبارتند از: بستن دستور زبان فارسی(ساختمان فعل های ساده)بند      پیوستن دستور زبان فارسی(ساختمان فعل های ساده)پیوند

خاستن دستور زبان فارسی(ساختمان فعل های ساده)خیز

شکستن دستور زبان فارسی(ساختمان فعل های ساده)شکن      نگریستن دستور زبان فارسی(ساختمان فعل های ساده)نگر       گسستن دستور زبان فارسی(ساختمان فعل های ساده)گسل

نشستن دستور زبان فارسی(ساختمان فعل های ساده)نشین

7- فعل هایی که مصدر آن ها به “ -شتن” ختم می شود. در این

فعل ها “ت” حذف و “ش” به “ر” تبدیل می شود:


کاشتن - کاشت- کار                             گذاشتن - گذاشت-گذار

استثناهای این گروه عبارتند از:


رشتن -  ریس         گشتن - گرد        نوشتن - نویس

افراشتن - افراز      سرشتن - سرش       کشتن - کش

8- فعل هایی که مصدر آن ها به “ -فتن” ختم می شود. در این

فعل ها “ت” حذف و “ف” به “ب” تبدیل می شود:

تافتن - تافت - تاب              یافتن - یافت - یاب

استثناهای این گروه عبارتند از:

بافتن  -  باف         شکافتن- شکاف        شکفتن - شِکُف

منابع: توصیف ساختاری زبان فارسی(انتشارات امیرکبیر) و دستور زبان فارسی (موسسه فرهنگی فاطمی)


دستور زبان فارسی(حرف)

بعضی از کلمه ها معنی مستقلی ندارند و در سخن برای پیوند

دادن کلمه ها یا جمله ها به یکدیگر یا نسبت دادن کلمه ای به کلمه

ای یا جمله ای و یا نشان دادن نقش کلمه ای در جمله به کار می

روند. این کلمه ها را حرف می گویند.


انواع حرف:

1- حرف ربط

2- حرف اضافه

3- حرف نشانه

حرف ربط:

حرف های ربط ساده: حرف های ربط ساده از یک واژک ساخته شده اند

و عبارتند از:

اگر، اما، پس، تا، چون، چه، خواه، زیرا، که، لیکن، نه، نیز، و، ولی، هم، یا.


حرف های ربط مرکب: مجموعه ای از دو یا چند کلمه که معمولاً یکی از

آن ها حرف ربط یا حرف اضافه ساده است:

همین که خورشید طلوع کرد حرکت کردیم.

پاره ای از حروف ربط مرکب عبارتند از:

آنجا که، از این روی، از بس، اکنون که، ...

حرف اضافه:

حرف های اضافه، کلمه هایی هستند که کلمه یا گروهی را به فعل، صفت

یا به اسم و نظایر آن ها نسبت می دند.

حرف های اضافه از جهت ساختمان بر دو قسمند:


الف) حرف های اضافه ساده: از یک واژک ساخته می شوند مانند:

از، اِلا، با، بر، برای، بی، حز، در، مگر، مثل، -ِ (کسره    اضافه)


ب) از یک حرف اضافه ساده با کلمه های دیگر مانند اسم صفت و

حرف ساخته می شوند. مانند:

از برای، به مجرد

حرف نشانه:

حرف های نشانه، حرف هایی هستند که برای تعیین نقش کلمه در جمله

می آیند.

حرف های نشانه سه دسته اند:

نشانه ندا: خدایا، پروردگارا، دلا – ای خدا، ای برادر، ای آقا

یا رب، یا علی، یا حسین

نشانه مفعولی: کتاب را برداشتم، قلم شما را آوردم.


نشانه موصوف و صفت: کسره که در آخر موصوف می آید:

مدادِ خوب، کارِ بزرگ

 

 

نظرسنجی

مطالب سایت تا چه حد به پیشرفت شما کمک میکند؟
 

خبرخوان

هیچ خبرخوانی مشخص نشده است